Sunday, July 20, 2008

پریش

امروز تمایل دارم که در موردهرچیزی دوست دارم بنویسم …هر جور که راحتم و هر خزعبلی که به ذهنم میرسه …..روزهای به هم ریخته و حال به هم زن ……به شدت دچار گلو درد شدم ..ته گلوم مزه قرص گیاهی مکیدنی رو میده ….همه جا به هم ریخته اس مثل ذهن من و من نیاز به یک آرامش و اطمینان خاطر دارم چیزی که مدتهاست به دنبالشم ….و معلوم نیست کی بهش میرسم ….نکته جالب در مورد من اینه که وضعیت روحی من از نابسامانی اتاق خوابم و داخل کیفم مشهوده ….مسخره ترین اتفاق ممکن هم امروزدر محل کارم افتاد  وقتی داشتم دنبال کول دیسک ریزنقشم توی کیف گل و گشادم میگشتم بند س_و_تین لیمویی رنگی از توی کیفم بیرون افتاد و من دست پاچه و وحشت زده جفت پا رفتم روش …….فقط امیدوارم از همکاران محترم  کسی متوجه نشده باشه چون در ایران و در یک سازمان تقریبا دولتی بازار حرف دراوردن داغ داغ هست ولی واقعا من نمیدونم این بند لعنتی یکه و تنها توی کیف من چی کار میکنه ….فقط اینو میدونم که ذهنم دقیقا مثلا وضعیت اتاقم و وسایلم به هم ریخته اس ….همین الان در یک عملیات انتحاری زنگ زدم و دوتا از دوستامو برای شب دعوت کردم ….این باعث میشه زود برگردم خونه و همه جا رو مرتب کنم ……شاید درونم هم یه سامونی گرفت…..

Posted by neda at 13:11:44
Comments

2 Responses to “پریش”

  1. Anonymous says:

    سلام
    مطالب وبلاگت رو خوندم برام جالب بود
    دوست دارم بیشتر با تفکراتت آشنا بشم
    موفق باشی

    شهرام

Leave a Reply